یه چار پاره ی (پاره پاره !!!!!!!!)
اتفاق سپيد من بودي
توي خوابي كه سخت مي مردم
اتفاقي درست شكل من:
بغض تب كرده اي كه ... "مي خوردم"
...
( اتفاقم چه
زود فاجعه شد....)
....
مثل خالي لحظه ام بي تو
سايه اي روبه روي آيينه
مثل ماتيك ، مانده روي لب
عادت مو به موي آيينه
مثل سستي مرگ در خوابم
فتنه ي سيب سرخ در حوا
رفتن ورفتن و... فراموشي
"توي قانون گيج آدمها"
روزهاي نرفته ام شب شد
توي چشمان كرم شب تابي_
قرص هايي كه خواب را خوردند
در لباس حرير بي خوابي
.
.
.
مرد غمگين شعرهاي من !
من فقط گريه را بلد بودم
مثل يك اتفاق خوبي تو!
من ولي اتفاق بد بودم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:18  توسط سیده زبیده حسینی
|
